به گزارش خیمه مگ،هنگامی که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در این سفر کجا از همه بیشتر به شما سخت گذشت،امام فرمودند : الشام ، الشام ، الشام.
(سوگنامه آل محمد، ص408؛ ناسخ التواریخ، ص304)
ماه صفر یاد آور مظلومیت ،غربت و اسارت اهل بیت پیامبر اسلام است. بر اساس شواهد تاریخی دو واقعه در این روز اتفاق افتاده است .
* وارد كردن سر مطهر امام حسين (عليه السلام ) به شام
بنى اميه اين روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسين (عليه السلام ) به شام عيد قرار دادند . مصباح كفعمى : ج 2 ص 596
* ورود اهل بيت (عليهم السلام ) به شام (77)
با رسيدن خبر نزديك شدن اسراى اهل بيت (عليهم السلام ) به دمشق ، يزيد دستوراتى صادر كرد:
شاميان پست نيز كوتاهى نكرده بر فراز بامها بيرقهاى رنگارنگ برافراشتند و در هر گذرى بساط شراب پهن كردند. نغمه آوازه خوانان بلند بود، و مردم دسته دسته به سوى دروازه كوفه در دمشق مى رفتند و عده اى از شهر خارج شده بودند. اين در حالى بود كه اهل بيت مصيبت زده و داغدار پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را - كه جبرئيل امين پاسبان حريم محترمشان بود - همراه با نيزه داران تازيانه به دست و بى رحم وارد دروازه ساعات كردند. آن نابخردان پست همينكه جمع نورانى اسرار را ديدند زبان به جسارت گشودند. در آن شهر چه گذشت و با آن بزرگواران چه كردند قلم را يارى نوشتنش نيست ( مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 294.
این همچنین یاد آور رشادتهای اصحاب امیر المومنین ع در جنگ صفین است .
* شروع جنگ صفين
پس از بى نتيجه ماندن نامهها و موعظههاى امير المؤ منين (عليه السلام ) به معاويه در ماه محرم ، در روز چهارشنبه اول صفر سال 38 ه لشكر امير المؤ منين (عليه السلام ) در مقابل لشكر شام صف كشيدند. لشكر حضرت 90 هزار نفر و لشكر معاويه 85 هزار نفر بودند تتمه المنتهى : ص 23.
لشكر كفر، آب را بر لشكر حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) بستند، ولى پس از گرفتن و باز نمودن آب توسط امام حسين (عليه السلام ) لشكر حضرت مانع از رسيدن آب به لشكر معاويه نشدند.
حضرت پس از شهادت تعدادى از اصحابشان يكباره با ده هزار نفر از طائفه ربيعه به لشكر معاويه حمله كردند و صفوف آنان را بر هم ريختند و تا قبه معاويه رسيدند و فرمودند: اى معاويه ، براى چه مردم را به كشتن مى دهى ؟ بيا با من مبارزه كن تا هر كدام از ما كشته شود خلافت از ديگرى باشد!
عمرو عاص به معاويه گفت : على با تو به انصاف سخن گفت . معاويه گفت : اما تو در اين مشورت انصاف ندادى ، چه اينكه هر كس به مصاف او بيرون رود به سلامت بازنگردد! از اينجا بود كه معاويه عمرو عاص را به اجبار به جنگ حضرت فرستاد حضرت همينكه او را شناخت شمشير را بلند كرد تا او را به درك بفرستد، ولى عمرو عاص حيله كرد و عورت خود را مكشوف ساخت . آن حضرت رو از آن بى حيا برگردانيد و آن خبيث فرار كرد.
سرانجام با حيله چند برگ از قرآن بر سر نيزه كردند، و ماجراى حكمين پيش آمد.